شبیهسازیهای بیوالکتریک نقش بسیار مهمی در پیشرفت و بهبود سیستمهای مهندسی پزشکی به خصوص در طراحی و بهینهسازی پمپهای قلب مصنوعی ایفا میکنند. این نوع شبیهسازیها به پژوهشگران این امکان را میدهند تا عملکرد سیستمهای پیچیده قلبی را در شرایط مختلف مورد بررسی و تحلیل قرار دهند. پمپهای قلب مصنوعی به عنوان جایگزینی برای قلب طبیعی یا به عنوان کمککننده به قلب بیمار در مواقع نارسایی قلبی، نقش حیاتی در نجات جان بیماران دارند. شبیهسازیهای بیوالکتریک با استفاده از روشهای پیشرفته محاسباتی و ریاضی، این امکان را فراهم میکنند تا طراحی و عملکرد پمپهای قلب مصنوعی پیش از ساخت فیزیکی آنها، مورد ارزیابی و بهینهسازی قرار گیرد.
اصول و مبانی شبیهسازیهای بیوالکتریک
شبیهسازیهای بیوالکتریک بر پایه اصول و مبانی متعددی استوار هستند که امکان مدلسازی دقیق سیستمهای بیولوژیکی را فراهم میکنند. یکی از این اصول، استفاده از مدلهای ریاضی برای توصیف رفتار سیستمهای بیولوژیکی است که میتوانند شامل معادلات دیفرانسیل، الگوریتمهای بهینهسازی و روشهای آماری باشند. شبیهسازیهای بیوالکتریک اغلب از مدلهای پیچیدهای برای توصیف رفتار سیستمهای بیولوژیکی استفاده میکنند که میتواند شامل پارامترهای متعدد فیزیولوژیکی و بیوفیزیکی باشد. در زمینه پمپهای قلب مصنوعی، این شبیهسازیها به بررسی رفتار سیستمهای پمپاژ در شرایط مختلف فیزیولوژیکی و پاتولوژیکی میپردازند. استفاده از نرمافزارهای تخصصی مانند MATLAB برای انجام این شبیهسازیها بسیار رایج است که امکان تجزیه و تحلیل دقیق دادهها را فراهم میکنند.
روشهای شبیهسازی برای مدلسازی عملکرد قلب
برای مدلسازی عملکرد قلب و سیستمهای مرتبط با آن، روشهای متنوعی از شبیهسازی مورد استفاده قرار میگیرند. یکی از این روشها، استفاده از نظریه حسگری فشرده برای الگوسازی تنک و فشردهسازی سیگنالهای الکتروکاردیوگرافی است که امکان تحلیل دقیق سیگنالهای قلبی را فراهم میکند. در این روش، برای به دست آوردن نمایش تنک هر یک از الکترودها، یک ماتریس پایه با کرنلهای گوسی پیشنهاد میشود که بیشترین شباهت را به سیگنالهای قلب دارد. سپس از روش حریص Orthogonal Matching Pursuit (OMP) برای به دست آوردن نمایش تنک سیگنالها استفاده میشود. روش دیگر مدلسازی، شبیهسازی گرمابی است که برای تحلیل واکنش سیستمها به تغییرات فشار و دما استفاده میشود. این روش به خصوص در تحلیل رفتار سیستمهای پمپاژ در شرایط بحرانی میتواند بسیار مفید باشد.

کاربرد شبیهسازیهای بیوالکتریک در طراحی پمپ قلب مصنوعی
شبیهسازیهای بیوالکتریک نقش کلیدی در طراحی و بهینهسازی پمپهای قلب مصنوعی ایفا میکنند. این شبیهسازیها به طراحان این امکان را میدهند تا رفتار پمپ در شرایط مختلف فیزیولوژیکی را پیشبینی کنند و بر اساس آن، طراحی را بهبود بخشند. به عنوان مثال، با استفاده از تحلیل CFD (دینامیک سیالات محاسباتی)، میتوان محدوده عملکرد پایدار پمپ را تعیین کرد و از وقوع پدیدههای ناپایداری مانند سرج جلوگیری نمود. پمپهای قلب مصنوعی باید بهگونهای طراحی شوند که در محدودهی شیب منفی منحنی هد-دبی کار کنند تا از وقوع پدیده سرج که یک ناپایداری سامانهای است، جلوگیری شود. شبیهسازیها همچنین میتوانند به تحلیل رفتار پمپ در نقاط خارج از طرح و به طور ویژه در نرخهای جریان کم کمک کنند که این مسئله از نظر بالینی بسیار حائز اهمیت است.
تکنیکهای بهینهسازی عملکرد پمپ قلب مصنوعی
بهینهسازی عملکرد پمپهای قلب مصنوعی با استفاده از تکنیکهای مختلف شبیهسازی انجام میشود. یکی از این تکنیکها، استفاده از الگوریتمهای بهینهسازی مبتنی بر هوش محاسباتی مانند الگوریتم بهینهسازی انبوه ذرات (PSO) است. این الگوریتمها میتوانند پارامترهای طراحی پمپ را بهگونهای تنظیم کنند که عملکرد آن بهینه شود. تکنیک دیگر، بهینهسازی ایزوژئومتریک شکل سازههای دوبعدی با استفاده از تحلیل حساسیت کاملا تحلیلی است. این روش به خصوص در طراحی اجزای پمپ قلب مصنوعی مانند پرهها و محفظههای آن مفید است. در اکثر روشهای بهینهسازی سازهای در تحلیل سازه و محاسبۀ حساسیت از روش اجزای محدود مرسوم استفاده شده است اما به دلیل تغییر هندسه در هر مرحله از بهینهسازی، برای دستیابی به مدل محاسباتی نیاز به تولید شبکۀ اجزای محدود جدیدی است که منجر به افزایش هزینه محاسباتی میشود.
الگوریتمهای هوشمند در شبیهسازیهای بیوالکتریک
الگوریتمهای هوشمند نقش مهمی در شبیهسازیهای بیوالکتریک و بهینهسازی عملکرد پمپهای قلب مصنوعی دارند. یکی از این الگوریتمها، الگوریتم بهینهسازی ازدحام ذرات (PSO) است که در بهینهسازی پارامترهای مدلهای شبیهسازی به کار میرود. نتایج پژوهشها نشان داده است که آموزش مدلهای شبکه عصبی با الگوریتم PSO با کاهش خطای برآورد (کاهش خطای برآورد کل و ریشه میانگین مربعات خطا به ترتیب تا 3/0 درصد و 4/10) کارایی بیشتری نسبت به مدلهای شبکه عصبی که صرفا از روشهای پس انتشار خطا استفاده مینمایند، داشته است. الگوریتم دیگر، الگوریتم تقریبات تصادفی انحرافات همزمان (SPSA) است که همراه با آموزش شبکۀ عصبی برای طراحی کنترلکنندههای دادهمحور استفاده میشود. در روش پیشنهادی، الگوریتم تقریبات تصادفی انحرافات همزمان با استفاده از آموزش شبکۀ عصبی، مقداردهی میشود که این امر باعث افزایش سرعت همگرایی و همچنین بهبود عملکرد الگوریتم در برابر تغییرات سیگنال مرجع میشود.
کاربرد شبکههای عصبی در شبیهسازیهای بیوالکتریک
شبکههای عصبی مصنوعی از جمله ابزارهای قدرتمند در شبیهسازیهای بیوالکتریک هستند که به خصوص در تحلیل سیگنالهای بیولوژیکی و بهینهسازی عملکرد سیستمهای پزشکی مورد استفاده قرار میگیرند. استفاده از شبکههای عصبی برای استخراج ویژگیهای سیگنالهای بیولوژیکی مانند سیگنالهای الکتروکاردیوگرافی میتواند به بهبود کیفیت شبیهسازیها کمک کند. در حوزه پمپهای قلب مصنوعی، شبکههای عصبی میتوانند برای پیشبینی رفتار پمپ در شرایط مختلف فیزیولوژیکی و بهینهسازی پارامترهای آن مورد استفاده قرار گیرند. به عنوان مثال، در طراحی کنترلکنندههای PID تطبیقی برای پمپهای قلب مصنوعی، آموزش شبکه عصبی میتواند به بهبود عملکرد الگوریتم در برابر تغییرات سیگنال مرجع کمک کند. شبکههای عصبی همچنین میتوانند برای طبقهبندی سیگنالهای سالم و سیگنالهای دارای اختلال مورد استفاده قرار گیرند.
بهینهسازی کنترلکنندههای پمپ قلب مصنوعی
کنترلکنندههای پمپ قلب مصنوعی نقش مهمی در بهبود عملکرد این سیستمها دارند. یکی از روشهای بهینهسازی این کنترلکنندهها، استفاده از کنترلکنندههای PID تطبیقی است که با استفاده از الگوریتم تقریبات تصادفی انحرافات همزمان (SPSA) و آموزش شبکۀ عصبی طراحی میشوند. در این روش، پارامترهای کنترلکننده بهصورت برخط تخمین زده میشوند که این امر باعث افزایش سرعت همگرایی و همچنین بهبود عملکرد الگوریتم در برابر تغییرات سیگنال مرجع میشود. شبیهسازیهای انجامشده نشاندهندۀ مؤثربودن این روش در بهبود عملکرد سیستم هستند. کنترلکنندههای پمپ قلب مصنوعی باید بهگونهای طراحی شوند که بتوانند پمپ را در شرایط مختلف فیزیولوژیکی به خوبی کنترل کنند و از وقوع پدیدههای ناپایداری جلوگیری نمایند.
تبدیل موجک و کاربرد آن در شبیهسازیهای بیوالکتریک
تبدیل موجک یکی از ابزارهای مهم در پردازش سیگنالهای بیولوژیکی و شبیهسازیهای بیوالکتریک است. این تبدیل به خصوص برای سیگنالهای غیرایستان مانند سیگنالهای EEG و ECG مناسب است زیرا قدرت تفکیک مناسب زمانی و فرکانسی دارد. در شبیهسازیهای بیوالکتریک، از تبدیل موجک برای استخراج ویژگیهای سیگنالهای بیولوژیکی استفاده میشود که میتواند به بهبود کیفیت شبیهسازیها کمک کند. در مطالعهای که بر روی سیگنالهای الکتروکاردیوگرافی انجام شده است، استفاده از ماتریس پایۀ گوسی در مقایسه با ماتریس پایۀ موجک، خطای بازسازی کمتر و میزان فشردهسازی بیشتری را نشان داده است. این یافته میتواند در شبیهسازیهای مربوط به پمپ قلب مصنوعی نیز مورد استفاده قرار گیرد و به بهبود کیفیت شبیهسازیها کمک کند.
شبیهسازیهای برونتنی و درونتنی پمپ قلب مصنوعی
هر دو شبیهسازیهای برونتنی و درونتنی پمپ قلب مصنوعی، برای ارزیابی عملکرد این سیستمها ضروری هستند. شبیهسازیهای برونتنی امکان بررسی عملکرد پمپ در شرایط کنترلشده آزمایشگاهی را فراهم میکنند که میتواند شامل تستهای هیدرولیکی و الکترونیکی باشد. شبیهسازیهای درونتنی نیز برای بررسی عملکرد پمپ در شرایط واقعی بدن و تعامل آن با سیستمهای بیولوژیکی ضروری هستند. به عنوان مثال، در مطالعهای بر روی اثر آپلین بر متغیرهای بیوشیمیایی و عملکردی قلب در مدل تجربی هیپوتیروئیدیسم در موشهای صحرایی، مشاهده شد که آپلین میتواند به بهبود عملکرد قلب و اختلالات لیپیدی در موشهای هیپوتیروئیدی کمک کند. این یافتهها میتوانند در طراحی و بهینهسازی پمپهای قلب مصنوعی نیز مورد استفاده قرار گیرند.
مزایای استفاده از شبیهسازیهای بیوالکتریک در طراحی پمپ قلب مصنوعی
شبیهسازیهای بیوالکتریک مزایای متعددی در طراحی و بهینهسازی پمپهای قلب مصنوعی دارند. یکی از این مزایا، امکان بررسی عملکرد پمپ در شرایط مختلف فیزیولوژیکی بدون نیاز به آزمایشهای بالینی گسترده است که میتواند به کاهش هزینهها و زمان توسعه پمپ کمک کند. مزیت دیگر، امکان بهینهسازی پارامترهای طراحی پمپ برای بهبود کارایی و کاهش عوارض جانبی آن است. شبیهسازیها همچنین میتوانند به شناسایی و پیشبینی مشکلات احتمالی در عملکرد پمپ کمک کنند و راهکارهایی برای رفع آنها ارائه دهند. استفاده از شبیهسازیهای بیوالکتریک میتواند منجر به طراحی پمپهای قلب مصنوعی با کارایی بالاتر، عوارض کمتر و طول عمر بیشتر شود که در نهایت به بهبود کیفیت زندگی بیماران کمک میکند.
نتایج و دستاوردهای شبیهسازیهای بیوالکتریک در بهبود عملکرد پمپ قلب مصنوعی
شبیهسازیهای بیوالکتریک دستاوردهای قابل توجهی در بهبود عملکرد پمپهای قلب مصنوعی داشتهاند. یکی از این دستاوردها، بهبود طراحی هیدرولیکی پمپها برای کاهش احتمال وقوع پدیدههای ناپایداری مانند سرج و کاویتاسیون است. دستاورد دیگر، بهینهسازی الگوریتمهای کنترلی پمپها با استفاده از روشهایی مانند کنترلکنندههای PID تطبیقی و الگوریتمهای یادگیری ماشین است که منجر به بهبود عملکرد پمپ در شرایط مختلف فیزیولوژیکی میشود. شبیهسازیها همچنین به بهبود طراحی مکانیکی اجزای پمپ مانند پرهها و محفظهها کمک کردهاند که منجر به افزایش کارایی و طول عمر پمپ میشود. استفاده از تکنیکهای پیشرفته پردازش سیگنال مانند تبدیل موجک و نظریه حسگری فشرده نیز به بهبود کیفیت سیگنالهای کنترلی پمپ کمک کرده است.

References:
1- فشردهسازی چند الکترود سیگنال نوار قلبی با استفاده از نظریۀ حسگری فشرده
3-Two-Phase CFD Modeling of Three-Dimensional Supercavitating Flows
4-بهینهسازی ایزوژئومتریک شکل سازههای دوبعدی با استفاده از تحلیل حساسیت کاملا تحلیلی